خانه / شعر عاشقانه / سپاه غمزه ها

سپاه غمزه ها

این دل ویرانه را دیگر تو ویرانش مکن
کافرت را بیش از این بی دین و ایمانش مکن

حمله کمتر کن به من با آن سپاه غمزه ها
لشکرم را با نگاهت تیر بارانش مکن

درد دوری ات مرا از پای در می آورد
عشق را بازیچه ی بازی هجرانش مکن

بارها گفتم که از عشقت پشیمان نیستم
عاشق خود کرده را دیگر پشیمانش مکن

از شراب عشق تو نه سیر می گردم نه پیر
حال و روزم را دگر چون حال پیرانش مکن

تازه از سر در گریبانی و غم فارغ شدم
عاشقت را باز هم سر در گریبانش مکن

درباره ی alireza_acr

همچنین ببینید

فریا|چشم انتظارت نیستم|شعر عاشقانه|

دیگر دچارت نیستم

یک روز می‌آیی که من، دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 11 =